الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

328

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

گريه‌هايش وقت خاصى را قرار دهد ؛ زيرا آنها آرام و قرار ندارند . ( 1 ) امير مؤمنان عليه السّلام با آن حضرت سخن گفت و وى ، او را اجابت نمود و هنگام روز به خارج مدينه مىرفت و دو فرزندش حسن و حسين عليهما السّلام را با خود مىبرد و زير درختى از درختان مىنشست و در سايهء آن ، بر پدر خويش در طول روز مىگريست و هرگاه غروب آفتاب نزديك مىشد ، حسنين به همراه پدرشان در پيشاپيش وى حركت مىكردند و او به خانهء خود بازمىگشت آنجا كه اندوه و رنج سايه افكنده بود . آن قوم ، به سوى آن درخت شتافتند و آن را قطع كردند و آن حضرت در گرماى آفتاب مىنشست و بر پدر مىگريست تا اينكه امير المؤمنين عليه السّلام براى آن خانه‌اى ساخت و آن را « بيت الاحزان » ناميد تا نشانى از رنج آن حضرت در طول زمان باقى بماند . به حضرت قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله منسوب است كه در مورد آن فرمود : ام ترانى اتخذت لا و علاها * بعد بيت الاحزان بيت سرور « آيا مرا مىبينى ، نه ، سوگند به عظمتش كه بعد از بيت الاحزان ، خانهء شادى گزيده باشم ؟ » ( 2 ) محبوب دل رسول خدا ، روز را در آن خانهء اندوهناك به سر مىبرد و با پدر ، راز و نياز مىگفت و با تلخى و رنج بسيار بر او مىگريست و چون شب فرا مىرسيد ، على عليه السّلام مىرفت و او را همراه با دو فرزندش حسن و حسين به خانه بازمىگرداند . ( 3 ) اندوه جانكاه بر پارهء تن پيامبر و گل او اثر كرد تا آنجا كه بيماريها وى را رنجور ساختند و وى را بسترى كردند . آن حضرت ، ديگر نمىتوانست از جاى برخيزد و بر پاى خود بايستد پس جمعى از بانوان از زنان مسلمين به عيادتش رفتند و به آن حضرت گفتند : اى دخت پيامبر خدا ! امروز از بيمارى خود چگونه هستى ؟